(( نمونه‌اى از صدمات وارده به آقاى ابراهيمى از سوى جنايتكاران آخوندهاى شيطان ))

۱ـ بازجوئيهاى شبانه‌روزى توسط چند بازجوى اطلاعات در حالت گرسنگى و تشنگى و ايجاد فشار روحى و عصبى كه منجر به اين ميشد كه متأسفانه قادر به شناختن افراد حتى خانواده‌ خود نيز نبود.

۲ـ نگهداشتن ايشان بمدت طولانى از سال ۱۳۸۰ تا كنون در سلول انفرادى

۳ـ ترتيب دادن بارها و بارها اعدامهاى ساختگى و تهديد به پرت‌كردن از كوه و دره‌هاى جاده كرج چالوس با بردن به آنجا به جهت اينكه ايشان را وادار به توبه و تعهد بر عدم فعاليت نمايند.

۴ـ تحميلات مختلف به خانواده ايشان و بازجوئى‌هاى طولانى توسط چند بازجو و ترساندن و تهديد و استهزاء آنان كه بدينوسيله آقاى محمد ابراهيمى را تحت فشار خانوادگى قرار دهند.

۵ـ واداركردن به اينكه بايد با همراهان مركز صحبت كنى و آنها را از ادامه‌ى‌ مبارزه بازدارى و اينكه بطور مستمر توسط بازجوها اخبار دروغ و بهتان در خصوص همراهان سازمان علمِ حق و عدالت را به آقاى ابراهيمى ميرسانند كه سعى بر ايجاد تفرقه نمايند كه اين باعث فشار روحى شديد ايشان مى‏شد.

۶ـ تخريب روحيه‌ى ايشان در اثر بيان مكرر اتهامات به كفر و ارتداد و مفسد فى‌الارض و تمامى اتهاماتى كه در قانون آخوندهاى شيطان ايران حكم اعدام بر آنها شامل مى‌شود.

۷ـ در جلسات بيدادگاه، ايشان را با دستبند و پابند (با غل و زنجير مانند قاتلين خطرناك) حاضر مى‌كردند. و به ايشان و خانواده القاء مى‌كردند كه وضعيت ايشان بسيار خطرناك است و هر لحظه در تهديد اعدام قرار دارد.

۸ـ عدم اجازه به وكالت براى آقاى ابراهيمى كه چنان وكيلها را بترسانند و به آنها توهين كنند كه كسى جرأت قبول وكالت يا ادامه پيگيرى را ننمايد.

۹ـ تحريك زندانيان اعدامى از سوى رژيم تروريستى بر عليه آقاى ابراهيمى، براى توهين و تحقير و تهديد در بين جمع و جوسازى در بندهاى مختلف زندان و حتى حمله به ايشان (در مدت كوتاهى كه عمداً ايشان را در بين قاتلين و قاچاقچيان قرار داده بودند).

۱۰ـ ...

 

 آيا نبايد به پشتيبانى از هدفِ آقاى محمد ابراهيمى كه همان اجراى حق و عدالت است، بپاخيزيم؟

در اينجا ما ضرورت آزادى آقاى محمد ابراهيمى كه بيگناه زندانى شده‌اند، تأكيد مى‌كنيم. براى رهايى ايشان و همه زندانيان بيگناه از چنگال مزدوران آخوندهاى شيطان اقدامات فورى هموطنان در يك قيام وحدت با هر عقيده و گروهى از لازمات است.