(( شرايط بحرانى در ايران ))
مكتوبات  طول  راه ديوارنويسى شرايط بحرانى در ايران شرايط و فعاليت همراهان حق و عدالت، همراهان
       

 

رژيم شيطانى آخوندهاى سازماندهى شده‌ى ايران از طريق دين و سياست يك شكاف بزرگ در جامعه ايران بوجود آوردند و خود را در اين شكاف قرار داده‌اند و با ايجاد اختلاف بين مردم، حاكميت شيطانى خود را تا كنون توانستند حفظ ‌كنند و در اين حاكميت و حفظ قدرتِ شيطانى كه ديگر مصرفى ندارد، هر گونه خونريزى و جنايت بر عليه مردم را حق خود ميدانستند.
آخوندها، بوسيله‌ى يك گروه مزدور، انسانهايى را كه حريص پول مى‌باشند، بصورت گروهى طرفدار خود مى‌كنند تا با برپائى راهپيمائى‌ها و تظاهرات پر سروصدا، طرفدارى خود را از آنها اعلام كنند و به اينصورت مردم ايران و جهان تصور ‌كنند كه اين افراد طرفدارن واقعى رژيم ايران مى‌باشند. با اين فريب شيطانى بود كه اين امكان را براى آنها بوجود آورد كه مردم ايران را به بردگى خود مجبور سازند. جيره‌خواران و مزدوران آخوندهاى شيطان تمام امكانات و اقتصاد مردم را مى‌بلعند و مردم حق دخالت در كار رژيم آخوندها را ندارند. و افرادى كه اعتراض مى‌كنند به بهانه‌هاى ضدانقلاب، توهين به رهبرى، توهين به مقدسين اسلام و ... محكوم شده و مى‌شوند. آخوندها گروه‌ها را روبروى هم قرار ميدهند و ميدانند چگونه معترضين و مخالفين خود را جلو بدهند و مشكلات خود را به گردن آنان بيندازند.

 

ــ رژيم آخوندها با بهترين تكنيكهاى پيشرفته‌ى الكترونيكى و كامپيوترى همه گروه‌هاى مخالف را تحت كنترل قرار داده است. تلفنهاى آنها را چه در خارج و چه در داخل كنترل مى‌كند و وارد كامپيوترهاى آنان مى‌شود و هم اطلاعات مى‌گيرد و هم ويروس وارد آنها مى‌كند.
 

ــ توطئه جديد آخوندها مخالف سازى است. يعنى از درون خود مخالفت ساختگى بوجود مى‌آورند، ايرادات و مشكلات را اين افراد دست آموز مطرح مى‌كنند و با برنامه‌ريزى از پيش تعيين شده اين افراد و يا گروه را پناهنده‌ى ولايت وقيح مى‌كنند و موضوعات را كاملاً برمى‌گردانند.
 

ــ موضوع بسيار مهم، دو گانگى كاملاً بارزى است كه در اكثر امور بوجود آورده‌اند. حتى اين دوگانگى در سازمانهاى اساسى مملكت نيز به چشم ميخورَد. مثالاً در تشكيل سپاه پاسداران در كنار ارتش، و تشكيل وزارت جهاد سازندگى در كنار وزارت كشاورزى، كه اينها با وظايف يكسان بصورت جداگانه عمل نموده‌اند. و نتيجتاً موج اختلاف گسترش يافته است.
 

ــ آخوندهاى طفيلى ايران كه مروج موهون با جهل و خرافات و موهومات در بين مردم بوده‌اند، با دست‌آويز قراردادن خرافات ايده‌آليستى مردم را در سكون و خموشى و حقارت فرو برده‌اند.
 

ــ مجلسِ فرمايشى آخوندهاى شيطان، خود را با موضوعات و سياست داخل كشور هماهنگ مى‌كند و در داخل كشور بين گروهها رقابتهاى سياسى ايجاد مى‌كند. و بجاى حفظ حقوق مردم در پى منافع‌طلبى و سودپرستى، فقط براى حفظ حاكميت سران رژيم شيطانى تلاش مى‌كند.
 

ــ جنجال و تبليغات و مطبوعات امروزِ ايران همه در جهت سودطلبى و منافع گروهى رژيم سفاك آخوندها بكار ميرود. و آخوندهاى شيطان با بدست گرفتن رسانه‌ها، بخصوص راديو و تلويزيون در تحميل حاكميت باطل خود به مردم، بطور مداوم تلاش مى‌كنند. رسانه‌هاى ايران، روزبه‌روز از دركِ ريشه‌هاى حقيقتِ موضوعات دورتر مى‌شوند و رسالت خود را در بالابردن انديشه‌ها و پيدايش دوستيهـا و همبستگى‌هـا از ياد برده و نه تنها به دانش و شناخت انسانهـا چيزى نمى‌افزايند بلكه موجبات گمراهى و فريب آنان را نيز فراهم ساخته و فرديت و اصالت مردم را از ميان برده‌اند.
 

ــ آخوندهاى شيطان با ايجاد فقر فرهنگى، فقر اقتصادى و فقر عقلى، بكارنگرفتن استعدادهـا، اراده‌هاى تحميلـى، ايجاد تمركزهاى نابجا، فرهنگ انسانى ايرانزمين را مورد تهديد قرار داده‌اند. با عملكرد آخوندها در ايران كه سرزمينِ تفكر و انديشه است، روشنفكران ما در درون شرايط موجود اجتماعى احساس غربت و انزوا مى‌كنند. و هزاران نفر از صاحبان علم و انديشه و سرمايه بواسطه‌ى عدم وجود موقعيت و انگيزه لازم براى كار و درخشش آنان، كشور را ترك كردند.
 

ــ در حال حاضر رژيم شيطانى آخوندها چنان در انهدام استعدادها و ايجاد تضاد ارزشها و تربيتهاى تحميلى عمل كرده است كه نابسامانيهاى بسيارى نسل جوان ما را بشدت تهديد مى‌كند.
 

ــ بانوان در ايران، در محروميتهاى شديد قرار گرفته‌اند و حق دخالت در سرنوشت فرهنگى، اقتصادى و اجتماعى و امكانات لازم براى شكفتن استعدادهاى ذاتى خود را ندارند. رژیم آخوندهاى شيطان ايران در طول سالها حاکميت ظالمانه خود با قوانین قرون وسطایی سعی کرده است كه بانوان را از اجتماع بدور نگه دارد. در ايران بانوان بدلیل زن بودنشان مورد تبعیض قرار می‌گیرند.
 

ــ در خصوص وضعيت كارگران ايران، در حاليكه بنا بر آمار رسمى، درصد بسيار بالائى از كارگرانِ شاغل در فقر مطلق بسر مى‌برند، رژيم ايران با سياستهاى ضد كارگرى خود نظير تعديل نيروى انسانى و تعطيل نمودن واحدهاى توليدى و سپس واگذارى آنها به تجار وابسته به سرسپردگان رژيم و نهادهاى مختلف حكومتى، هر روزه شمار زيادى از كارگران را بيكار كرده و تنها منبع درآمد آنها و خانواده‌هايشان را از آنان مى‌گيرند. و اگر روزى حقوق خود را مطالبه كنند، به جرم اخلالگر روانه‌ى زندانهاى رژيمِ جهل خواهند شد.
 

ــ فرهنگيان زحمت‌كش جامعه كه آينده‌ى كودكان و جوانان در گرو فعاليت ايشان است، سالها با وعده و وعيد غير عملى رژيم ضدفرهنگ آخوندى، زندگى سختى را سپرى مى‌كنند، و زمانيكه دست به اعتصاب مى‌زنند بدست مزدوران پست رژيم، سركوب و زندانى مى‌شوند.
 

ــ نكته‌ى تأسف‌بار ديگر وضعيت كشاورزان ما مى‌باشد كه در هر دو رژيم جنايتكار با قصد بر تخريب كشاورزى در ايران، مورد ظلم و ستم قرار گرفته و نتيجتاً براى امرار معاش خانواده آواره‌ى شهرها و قبول كارهاى بسيار طاقت‌فرسا و كم درآمد شده‌اند.
 

ــ در ايران استقلال حقوقى و عدالت حقوقى وجود ندارد و محكوميتها از پيش تعيين شده است و آخوندها حاكميت بر قانون داشته و مجريان قانون بوسيله‌ى تحميل نظرات آخوندها انجام وظيفه مى‌نمايند.
 

ــ در حاليكه مردم صورتِ خود را با سيلى سرخ مى‌كنند، دولت احمدى نژاد با شعار عدالت و مهرورزى! با دزدى ثروتِ ملت، بودجه‌ى آيت‌الشيطانهائى كه فقط كارشان ترويجِ خرافه‌پرستى در بين مردم است، صدها برابر نموده است. ولى بودجه‌ى آموزش و پرورش كه پايه‌ى فرهنگى يك كشور است، بسيار كاهش يافته است. و پس از توخالى درآمدن وعده‌هاى احمدى‌نژاد، همه جا صداى اعتصابات بگوش ‌ميرسد. صدها تجمع و تحصن توسط مردم پُرشأنِ ايران، اعم از معلمين، دانشجويان، كشاورزان، صنعت‌كاران، و روستائيان و شهريان انجام پذيرفته است كه بعلت پراكندگى، اين كوششها بى‌نتيجه مانده است.
بطور كل موضوع ايران اينطور نشان ميدهد: اقتصاد فرو ريخته، سياستهاى فروپاشيده، فسادهاى اخلاقى، نبود امنيت‌هاى شغلى و اجتماعى، نبود آينده براى كودكان و جوانان، اعتياد ميليونها نفر، فرار دختران از كانون خانواده، فرار حدود ۲۰۰ هزار نفر هر سال از جوانان و پناه آوردن به غرب، فساد حكومتى با دزدى‌ها و ....
در نتيجه رژيم ايران براى حفظ خود با موضوعات بمب اتمى يك راه فرار براى خود و افكار مردمى فراهم نموده. موضوع ديگرِ حفظِ اين رژيم، تبليغات پوك با مخارج گزاف و باج دادن به جيره‌خواران حفظ مى‌شود.

 

در مجموع بحرانهايى كه رژيم شيطانى آخوندها بوجود آورده‌اند به اختصار مى‌آيد:


بحرانهاى ذخائر زيرزمينى و بحران انرژى و بحران سلاحهاى هسته‌اى با خطرهائى كه در آينده‌اى نزديك دارد. بحرانهاى سياسى و اقتصادى. ثروتمند بودن همراه با انباشتگى و زيادى سرمايه بر روى پايه‌هاى قديمى. فشارِ اين سرنگونيها از اقتصاد، تأثير مستقيمى بر مردم و ستونهاى اجتماع ‌گذاشته است. بحران برنامه‌ريزى‌ها. بحران زيادى كارخانه‌ها و كارگاهها. بحران نگهدارى و حفاظت از محيط خانه و مالياتهاى سرسام‌آور. بحران سيستمهاى اجتماع. بحران افكار ناراحت دانش‌آموزان با وجود امكانات در جامعه. بحران تهديد در قبال برنامه‌ها و ارتباطات مردم. بحرانِ مالى كه پول كاملاً شخصيت دارد و افراد پولدار از حق زندگى كردن برخوردارند و داراى زور و قدرت مى‌باشند. بحران خطرهائى از طرف گروههاى سازماندهى شده‌ى وابسته به مسئولين رده بالاى رژيم براى بزهكارى. بحران فقر در جامعه با تمام بيكاريها و حمايت نشدنِ مردم كه انحرافات را وارد جامعه كرده است.
سياست شيطانى آخوندها كه اين بحرانها را پديد آورده است نه راه حل در اختيار دارد و نه درك و دانش و اطلاعات و دلايلى براى اين بحرانها. اين سياست، هيچ دانش و آگاهى درباره‌ى‌ حقوق اقتصادى و دموكراسى ندارد. آنها موقعيتى را پديد آورده‌اند كه بر تمامى افكار انسانها مسلّط شده‌اند، در تمامى زمينه‌ها از لحاظ دانش، طبيعت، روح و روان انسانها و ... و اختلاف بين مردم، غذا و خوراك اين شياطين است. آخوندهاى جمهورى شيطانى ايران، جوانان را محكوم به آينده‌اى بى‌هدف و تيره و تار كرده‌اند. جوانانى كه بر اساس اعتمادها و افكار اشتباه و همچنين امنّيتى كاملاً غلط از لحاظ عملكردها و احساسات خالى از محبّت، تبديل به مصرف كنندگانى شده‌اند كه هيچگونه توجهى نسبت به اطراف خود ندارند. اين جوانان، رفتار نيك و درست خود را از دست داده‌اند و خود را در مسير كاملاً بى‌هدف از هر لحاظ قرار ميدهند. اين خطرى بزرگ در آينده است كه ملت را به پرتگاه نابودى مى‌كشاند. اين، هدفِ حكومت شيطانى است كه شكافى ميان احساس و شعور مردم ايجاد كند و آنها را در اين شكاف همراه با تصوّرهاى گمراه‌كننده‌ى‌ شيطانى و تصوّرهاى سمبليك و زشت همراه با فسادهاى اخلاقى آميخته شده با جنون و چيزهايى كه افكار انسانها را به آشفتگى هدايت كند، و با بزور تحت امرِ خود درآوردنها، در جهتِ ناحقيهاى شيطان‌صفتانه بر عليه يكديگر قرار دهد.
با اين وجود، ايران در هوشِ مديريت شناخته شده است. و تاريخِ ايران اينطور نشان داده است كه ايرانيان هيچگاه زير حاكميت‌هاى باطل سر فرود نمى‌آورند. از زمان اسكندر تا عرب و حاكميت‌هاى باطلى كه در ايران بودند، در يك لحظه كه فكرِ آن نمى‌شد، قيام نمودند و همه اصالتها و شأنِ خود را بدست گرفتند.


سراسر مطبوعات دنيا خبر از سقوط رژيم شيطانى ايران دارند و رژيم آخوندها نيز در عدمِ تعادل و همچنين اختلافات درون حركت دارد. و مزدوران رژيم در نامتعادلى حركت مى‌نمايند. شرايط مزدوران آخوندها و خودِ آخوندها اطمينانِ درون را از دست داده‌اند و يك بى‌نظمى و عدم اعتماد در سيستم آخوندها بوجود آمده است. و نظرات مردم ايران اين است كه آخوندهاى ايران با جناياتى كه انجام داده‌اند و كويرهائى كه در زندگانى ملت ايران بوجود آوردند به پايانِ حاكميتِ شيطانى خود رسيده‌اند. و اعمال نادانى و باطلِ شيطانى آخوندها همانندِ پايان سقوط ديكتاتورى‌ها است.
 

مردم منتظر يك راهبر پرقدرت و نجات دهنده‌اى دانا و توانا مى‌باشند تا ملت ايران را از دست آخوندها نجات دهد.
 

 

بطور كل در سطوحِ مختلف، علمِ حق و عدالت در مغز و وجودِ آدمها بطور پراكنده قرار گرفته است. آنچه كه مشخص است اينست كه كليه‌ى كسانى كه اطلاعات به آنان ارسال شده نمى‌توانند از وجودِ خود خارج كنند. فقط يك جرقه‌ى كوچك همه‌گير خواهد شد و با امكاناتى كه در دنيا وجود دارد، كه در طول تاريخِ بشريت هرگز وجود نداشته است، به انفجار عموم درخواهد آمد. دانه‌ى حق در ايران و سراسر جهان پخش شد. لحظه‌ى بيدارى و رشدِ حق و عدالت است و باطل كنون با جنگ و زور و جنايت، باتلاق جهنمى خود را فراهم مى‌كند. الحكمُ‌الفتح پيروزى از آنِ حق و عدالت است.


     

(( شرايط بحرانى در ايران ))

 
       
۱ ۲ ۳ ۴ ۵

حق و عدالت، همراهان

شرايط  و فعاليت همراهان

شرايط بحرانى

 در ايران

ديوارنويسى

(در دو صفحه)

مكتوبات طول راه